![]() |
![]() |
|
| وبلاگ برای حوزه فرهنگ و امور فرهنگی و تاکید بر کارشناسی ارشد برنامه ریزی فرهنگی |
|
تعاریف فرهنگ ۱- سوچاک(2002): فرهنگ مجموعه ای از الگوهای ارزشی است که در میان افراد و در درون گروه ها به طور مشترک وجود دارد. ۲- هافستید(1997): فرهنگ شامل الگوهای اندیشیدن، احساس کردن، و عمل کردن بالقوه است که تمام افراد با خود همراه دارند. فرهنگ نه تنها در الگوهای اندیشیدن، احساس کردن و عمل کردن منعکس است بلکه در امور عادی زندگی همچون احوالپرسی کردن، غذاخوردن، ابراز کردن یا ابراز نکردن احساسات بازتاب دارد. این الگوها در محیط های اجتماعی ریشه دارد که افراد در آن رشد می کنند و تجارب زندگی خود را کسب می کنند. هافستید جلوه های فرهنگ را به عنوان لایه هایی حول محور یک ارزش اصلی به تصویر می کشد. او با استفاده از استعاره "پیاز" نشان می دهد که چگونه لایه های مختلف فرهنگ با یکدیگر مرتبط هستند. بیرونی ترین لایه های فرهنگ قابل رؤیت تر و بالقوه قابل تغییر هستند در حالیکه لایه های درونی تردربردارنده علائمی هستند که کمتر قابل رؤیت اند و به کندی تغییر می کنند. ۳- استراب و همکاران(2002) این استعاره را بسط می دهد و می گوید درون این واژه پیازی شکل، لایه های قابل نفوذی وجود دارد و نظم و ترتیب ثابتی ندارد که این امر پیچیدگی و عدم پیش بینی پذیری ویژگی های فرهنگی افراد را نشان می دهد. ۴- کاشیما(2004): فرهنگ، با تأسی از دیدگاه ویگوتسکی، فرایند تولید و بازتولید معانی در فعالیت های محسوس افراد در زمینه های خاص در ابعاد زمانی و مکانی است. فرهنگ نظام نسبتاً پایدار از معانی مشترک است که مخزنی از نمادهای معنی دار را در بر دارد که ساختار تجربه را فراهم می کند. ۵- از دیدگاه اجتماعی-فرهنگی، فرهنگ ترکیبی از تجربه های انسان به شکل تبادل مستمر محصولات نمادین است. فرهنگ پدیده ای پایدار، اما نه ایستا، است و در عین حال پویا و قابل تغییر در طی زمان است. به علاوه، هویت فرهنگی فرد به شکل اجتماعی ساخته و آموخته می شود و به ارث برده نمی شود. هویت فرهنگی متشکل از تجربه هایی است که در طول رشد در فرهنگ شکل می گیرد(ماشتاها و دیترویر،2007). ۶- فورد و کوتز(2005): فرهنگ مجموعه ای از ارزش های مرکزی، الگوهای اندیشیدن، احساس کردن و عمل کردن است که بر شیوه ارتباط افراد در میان یکدیگر و ارتباط آنها با محصولات فرهنگی نظیر، نظام های یادگیری الکترونیکی، ابزارهای مختلف رایانه ای و منابع اطلاعاتی درون اینترنت، تاثیر می گذارد. تنوع این تعاریف بیانگر اهمیت عنصر فرهنگ از دیدگاه نظریه پردازان اجنماعی و تعلیم و تربیتی است. از این جهت است که نظریه پردازان اجتماعی-فرهنگی بر این مسئله تاکید دارند که یادگیری و دانستن پدیده هایی هستند که به شکل اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرند(برونر،1996؛ کول،1996؛ لیو و ویگر،1991؛ ورچ،1991). یادگیری در تجربه های فرهنگی(اغلب موسسه ای) واقع می شود که ارزش های فرهنگی و هنجارهای مرتبط با دانستن، یادگیری، تدریس، آموزش و به طور کلی تعلیم و تربیت، بر آن نفوذ می کند. این ارزش ها و هنجارها، که در تجربه های فرهنگی قرار می گیرند، آنچه ما فرهنگ تعلیم و تربیت می نامیم را شکل می دهند. اما پذیرفته شده ترین تعریف از فرهنگ، «تفسیرگرایانه» گیرتز (Geertz) است. از نظر وی، «فرهنگ» اساساً به معنی ساخت معنا است. افراد این معنا را از طریق تجربه، تفسیر، تفکر و تصوراتشان می سازند و علی رغم اینکه فهم مشابهی از امور ندارند اما وجود یک فرهنگ، نشان دهنده نظام های مشترک معنایی در آنان است. «فرهنگ» کل پیچیده ای است از راههای مشترک افراد برای درک امور، یادگیری، طبقه بندی، پاداش دهی، استفاده از زبان، تفکر در مورد واقعیت، بروز احساسات، نحوه استفاده از زمان و مکان، اشتغال به کار و رویارویی با یکدیگر(گیرتز،1983). |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
. علی فیضی Ali Feizi
این وبلاگ جهت هماهنگی هر چه بیشتر دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه ریزی فرهنگی ورودی مهر 91 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات طراحی شده است. |
|
RSS
|