![]() |
![]() |
|
| وبلاگ برای حوزه فرهنگ و امور فرهنگی و تاکید بر کارشناسی ارشد برنامه ریزی فرهنگی |
|
تاریخ تفکر معاصر / دکتر تاجیک وقتی صحبت از تاریخ تفکر معاصر می کنیم نیازمند ایضاح مفهومی هستیم تا این ایضاح صورت نگیرد مشخص نمی شود که چه تعریفی از تاریخ می فهمیم ، از تفکر چه می فهمیم آیا هر اندیشه ای را می توان تفکر نامید یا حائز شرایط خاصی است . باید به دنبال تفکر با این مفهوم بگردیم مشخص کنیم که معاصر بودن یعنی چه در تعریف به طور دقیق مشخص می شود که مفاهیم دارای چه پیچیدگی ها و نکته هایی موجود است و دقت زیاد می طلبد آنچه بدیهی می پنداریم از مفاهیم معنا دریاییست قعرش ناپدید اقیانوسی است بیکران معنا یک برکه نیست یک اقیانوس مواج است یک اقیانوس بسیار عمیق . در این اقیانوس معنا ما هردم از بستار یک کلام می رهیم اما در همان دم به سوی دام کلام دیگر می رویم معنی هر لحظه نو نو می شود . ما هر لحظه در انبار مفهومی خود معنا می نهیم اما در همان لحظه معنی جمع شده را گم می کنیم . به تعبیر دریدا : « معنا مشمول دیفرانسیل بر آن است to differ Difference to deffer یعنی معنا در یک رابطه هم زمانی و یک رابطه در زمانی به تعویق می افتد . لزوم خاصی ندارد که دمکراسی را مفاهیم خاص دیگر را مانند دیگران بدانیم جوامع دیگر و اندیشمندان دیگر مفاهیم را به سبک و سیاق خود تعریف می کنند و ما نیز به سبک خود بنابراین می توانیم در مورد تعاریف به معانی دیگر بیاندیشیم و اگر این گشودگی معنا نبود تفکر صورت نمی پذیرفت . چون مفهوم گشوده است و باز فرجام است و معنا همیشه قایم و مخفی است تفکر صورت می گیرد تا این معنا ها را بیابد حتی مفاهیم هنجاری مانند عدالت و آزادی چون باز فرجام گشوده است به آزادی می اندیشیم تفکر می کنیم که آیا می توان آزادی را طوری تعریف کرد که با جامعه خود متناسب باشد و یا منفعلانه تعاریف دیگر را بپذیریم . اگر متنی از جنس نص بگوید من یک معنای ثابته ای دارم تفسیر بردار و تعبیر بردار نباشد یکبار در قرن اول هجری تفسیر کرده اند بعد دیگر نباید به آن تعبیر و تفسیر جدید داد می بینیم که اینگونه نیست باب تفکر باز است و به دنبال معناست با اینکه نص است خود می گوید تفکر کنید و تعقل کنید اگر تعقل فقط تصدیق باشد تفکر نخواهد بود با تفکر می توانیم چیزی بگوییم که از قبل نگفته اند می توان خلق کرد . خصوصیت تفکر : 1. پرسش کردن 2 . فاصله گرفتن 3 . خلق کردن و آفریدن است . تا پرسشی ایجا نشود خلقی صورت نخواهد گرفت. * فردید یک فیلسوف شفاهی است . ویژگیهایی برای تعریف تاریخ : - تاریخ یک خط سیر زمانی ممتد است . - تاریخ آغاز دارد و فرجام - تاریخ تکاملی است - روح تاریخ - تاریخ انباشت و انبار حوادث و و وقایع الاتفاقیه - موضوع کشف است - تاریخ جوامع بشری از یک قماش است - جامعه یوتوپیایی رویکردهای دیگر تعریف تاریخ 8/12/91 کتابهای خواندنی : تاریخ انحطاط / طباطبائی * امتناع اندیشه / دوستدار * جدال قدیم و جدید / .... عرفان و تفکر / .... هایدگر تفکر چیست هستی شناسی آنتالوژیکال این پرسش در سه سطح بررسی می شود معرفت شناسی اپیستمولوژیکال روش شناسی متدولوژیکال رویکرد 1 هیستوری سیتی تاریخ نگاری Historicity امثال مارکس و هگل و بسیاری از دیدگاههای مرسوم در جامعه خودمان رویکرد 2 نیو هیستوری سیتی تاریخ نگاری جدید New Historicity مثل پسا ساختارگرایی مثل پسا مدرن و پسامدرنیسم * آیا این دو دیدگاه وجه های مشترکی با هم دارند . رویکرد 3 تاریخ نگاری به صورت خاص آرکیولوژی و جینولوژی Archeology دیرینه شناسی و Genealogy تبارشناسی هایدگر و نیچه در این رویکرد تاثیر گذار بوده اند رویکرد 4 تاریخ اکنون The history of present میشل فوکو در رویکرد اول یک نوع روز شمار کورنولوژی تاریخی محسوب می شود یک نوع تاریخی که آغازی دارد سیر تحول و تتبری دارد و فرجامی دارد یک نوع نظم زمانی در آن حاکم است یک نوع تقدم و تاخر زمانی در آن حاکم است : گذشته حال آینده . تاریخ در این نگاه مطالعه حال و احوال گذشتگان است . مطالعه حوادث واقعه است در گذشته . در این نگاه ما تلاش می کنیم وقایع و حوادث تاریخی را و تحولات و تتبرات تاریخی و جوامع بشری را آنگونه که بوده است مورد مطالعه قرار دهیم یعنی تاریخ موضوع کشف است . تاریخ در این نگاه با ما سخن می گوید چون گوش دل بسپاری از راز نهانش می گوید پس می توان بی تحریف با گذشته اشنا شد . تاریخ در این فضا مثل لوح ملحوف است . از قبل نقش ها را در آن نوشته اند و بر اساس یک اراده بزرگ و وصف ناپذیر نقش ها نقش و نقاشی شده اند و تاریخ هر کس در آن مشخص شده است این لوح گشوده می شود این نقش ها خود را نشان می دهند . همانگونه که انسان در طبیعت دارای مراحل رشد کنونی هستند تاریخ ملت ها هم دارای مراحل خاص خود است فضای داروینیسم و دترمینیسم فرهنگی حاکم است . یعنی فراسوی اراده انسانها حرکت می کند و اراده خود را بر انسانها دیکته می کند نقش انسان و اراده انسان تقلیل پیدا می کند فلسفه تاریخ برای سیر تطورش از انسان اجازه نمیگیرد. به قول احمد فردید هر جامعه ای یک نوع حوالت تاریخی است . هبوط با طغیان شروع می شود. اکنون انسانها متکامل تر از دیروز و فردای تاریخ بشر پیشرفته تر و متکامل تر از امروز انسانهاست تاریخ یک خط سیر متداوم و مستمر و خطی رو به بهبود دارد همان چیزی که دورکهایم از جوامع مکانیکی به جوامع ارگانیکی تعبیر می کند . هابز می گوید و کانت می گوید و روسو می گویند که انسانها از وضع طبیعی خارج شده و به وضع مدنی تبدیل می شود در حالت طبیعی جنگ همه علیه همه است و در حالت ارگانیکی حالت همزیستی دارد حیاط برهنه ویژگی زندگی طبیعی انسانهاست. این نگاه تاریخی یک نوع یوتوپیال هم در خودش دارد .ختم می شود به یک مدینه فاضله انسانها در پایان تاریخ و در پایان به عدالت و مهر ورزی می رسند . در مارکسیسم کمون ثانویه در مسیحیت ظهور مسیح و در اسلام ظهور منجی آخرالزمان .
16/12/91 در رویکرد نخست تاریخنگار دنبال کشف یک سری قوانین در سیر تاریخی بوده و می توان قوانین را به موارد متفاوت تاریخی ربط داد و در پناه این قوانین به آینده نگاری تاریخ و پایان تاریخ را حدس بزند و برای انتهای تاریخ می گوید چه پیش می آید . دردیدگاههای جدید می گویند در دل هر تاریخ ما تاریخ ها داریم یعنی اینکه تاریخ تواتر لحظات متواتر است تواتر واقایع اتفاقیه متفاوت است پس از این منظر تاریخ عینا تکرار نمی شود تاریخ همچون رود خروشانی است که هر لحظهاش رود دیگری است. پس هر لحظه حکم خود را دارد و تاریخ خود را دارد در لنگوییج گیم وینکشتاین در هر لحظه زمانی بازیهای زبانی گوناگون وجود دارد . یعنی حتی در مورد یک انسان نمی توان گفت کنش گفتار ثابت دارد مثلا تقسیم کنیم به کنش گفتار(سرل و آستین ) عاطفی ، عقلانی ، تهییجی ، انگیزشی ، احساسی و تمهیدی تاریخ تجمیع و گردهمایی کنش های رفتاری گوناگون انسان است بنابراین نمی توان یک موضوع خاص و محض در نظر گرفت تاریخ موضوع کشف نیست تاریخ موضوع یافتن نیست تاریخ موضوع خلق اراده انسانهاست تاریخ از قبل نوشته شده نیست . تاریخنگار جدید روی فرضیه های فراگیر خط می کشد روی متانریتیو ها Meta-Narative « در چارچوب اعتقادی به لحاظ فلسفه تاریخ یک گونه اعتقاداتی وجود دارد که نباید سعی در تطابق علمی با ظواهر امر نمود.» اما فضای نظری متفاوت است و نمی توان از این به آن نقب زد . 1. اشتراک ( اشترک بین دو طرف روی موضوع مورد بحث ) در هر گفتمان 2 . افتراق ( تفاوت در موضوع بین دو طرف گفتگو ) دومین چیزی که زیر سئوال می برد تمایز دوران هاست میان دورانهای مختلف تاریخی تمایز روشنی وجود ندارد گرچه نسبت به هم ممیزه هایی دارند اما اشتراکاتی نیز دارند حتی اگر دوران تاریخی که توسط یک انقلاب از هم جدا شده باشند نیز یک سری اشتراکاتی نیز دیده می شود اینگونه نیست که از فردای انقلاب یک آدم جدید یک تاریخ جدید شروع نمی شود حتی یک بازگشت به گذشته نیز دیده می شود تاریخ در هر دوران تاریخی هر نسل و دوره تاریخی وام دار و مدیون دوران های قبلی خود هستند یک نوع تداخل تاریخی وجود دارد با تسامح و تساهل از سنت مدرنیته و پست مدرنیته صحبت می کنیم مدرنیته در غرب با نوعی پروتستانتیزم و لوتریسم شروع می شود . دکارت : اگو کوگیتو سوپرمنی عقل سلیم روجوع به کتاب جدال قدیم و جدیدی / طباطبایی دیدگاه جدید به ما می گوید که از این هم بگذریم که در هر دوره تاریخی یک نظام دانایی واحد حاکم بوده است در هر جامعه ای در هر مقطعی از تاریخش ما جهانبینی های متفاوت داشته ایم در یک مقطع کوتاه تاریخی همه انسانها به صورت واحد بوده اند . همین جدل ها و تفاوت ها تاریخ را ساخته اند تفکر با سیرورت خودش ادامه حیات می دهد نه با بودنش . دیدگاه جدید به ما می گوید راجع به واقعیت های تاریخی خارج از متن نمی توانید سخن بگویید از کانتکس خارج باشید جواب نخواهد داد در هر بحث تاریخی با فاصله تاریخی نمی توان کانتکس را کاملا درک کرد بلکه قرائت خاصی است و این قرائت دارای جهتگیری هایی می باشد موقعیت ها شورش می کنند و به انسانها دیکته می کنند. فوکو : حوادث زمانه تجلی و ترجمان مردم در صحنه است . 21/01/92 تاریخنگاری جدید تاریخ را به مثابه تکس می بیند تاریخ متن است همانگونه که متن مورد خوانش و تغییر، تفسیر و باز تفسیرو تاویل و تفسیر می شود تاریخ نیز همانطور دستخوش تفسیر می گردد . بنابراین حوادث و وقایع تاریخی مانند گزاره های یک متن هستند همانگونه که گزاره های متن را می خوانیم تا آن را تفسیر کنیم ما وقایع تاریخی را می آفرینیم خلق می کنیم و تفسیر می کنیم بستگی به این دارد که با کدام دید تفسیر کنیم ما اگر منظرها و نظرهایمان با هم متفاوت باشد نسبت به یک موضوع مانند مشروطه برداشت های متفاوتی داشته باشیم و می توانیم آنرا انقلاب ، جنبش ، نهضت ، قیام و یا شورش بدانیم . بعضی از ما مشروطه را ورود غرب به ایران یک نوع روند سکولاریزیشن می دانیم برخی آنرا دینی و بازگشت به خویشتن می دانیم . مثلا هولوکاست در غرب دارای یک انگاره عمومی که تولید و بازتولید شده است ولی وقتی زاویه دید ما تغییر می کند یک تحریف و فریب تاریخی برای مدیریت افکار عمومی می پنداریم . در بسیاری از جوامع آنچه اتفاق افتاده مهم نیست آنچه پیرامون آن اتفاق شکل گرفته مهم است باور و اعتقادی که پیرامون آن وجود دارد مهم است . برای تایید و یا تحقیق در مورد یک خوانش باید کلیت را مورد مطالعه قرار دهیم و به قول اسکینر هرمنوتیک بین تکس و کانتکس ایجاد کنیم و ببینیم که در آن شرایط و کانتکس آیا ممکن است کدام واقعه انجام شود . همه ائمه به سوی یک هدف حرکت می کردند ولی برخی امام ها مطابق کانتکس خود عمل و رفتار و الگوی خاص خود را ارائه کردند . تشخیص هرنوع فعالیت مستلزم تشخیص اقتضاعات و کانتکس خود آن امام است یکی امام صلح است یکی امام جهاد و شهادت ، یکی امام علم است یکی امام دعا و ... مارکس : تا شرایط عینی و ذهنی در کنار هم و مطابق با هم جمع نشوند انقلاب صورت نمی گیرد . وقایع تاریخی مثل یک متن بازفرجام هستند ما با تعبیر خود آخر آن را می نویسیم به واقعیت یک واقعه تاریخی نمی رسیم به آن نزدیک می شویم ولی عینا آن را حس نمی کنیم. دریدا : تفسیر ما تفسیری است از تفسیر دیگر : سیر تطور و تحول و تکامل تاریخ . دیدگاه تاریخنگاری جدید بحث دیگری وجود دارد که خوانش مسلط یا پارادایم مسلط نام دارد . کتاب صورتهای سیاه صورتکهای سفید / فرانتس فانون *** گذشته چراغ راه آینده / جامی *** فرامانوسری در ایران / اسماعیل رایین *** تاریخ نگاری اسماعیل رایین تاریخنگاری جدید معتقد است که دورانهای متعدد تاریخی بر هم تاثیر می گذارند ؛ تاریخ نه سیر گسست هاست و نه سیر پیوست ها بلکه امربین الامرین می باشد .پس تاریخ خط سیر مستمر و ممتد نیست که هر چیز در تکامل همر قرار گیرد و این هم نیست که گسست واقعی باشد بلکه حالت میانه ای است حتی نهضت های آسمانی نیز هیچ کدام در گسست آداب گذشته نبوده است دفعتا نیامدهاند که انسان نو عالم نو . در مطالعه یک دوران تاریخی نگاه کنید که در اپیستمه ( نظام دانایی ) آن دوره چه بوده است نظام ارزشی ، نظام رفتاری و ساختار اداری چه بوده است جای پای گذشتگان را نیز ببیند . 28/1/92 دیدیم که در تاریخنگاری جدید اگر تاریخ را به مثابه تکس بگیریم حوادث و وقایع تاریخی را چگونه تفسیر می کنیم در فضای جدید چهار حالت دیدگاه هرمنوتیکی لحاظ می شود . رویکرد متن محور رویکرد مولف محور TEXT رویکرد خواننده محور رویکرد متن – زمینه محور (اسکینری ) در رویکرد متن محور اندیشمندان هرمنوتیکی بر این باورند که معنا در متن نهان است ، متن معنا را دربرگرفته است برای بدست آوردن معنا باید متن را بکاویم باید در متن غور کنیم در متن سیر و سیاحت کنیم و متن را به صدا در آوریم تا متن از معنای خود با ما سخن بگوید معنی درون متن است و جایی دیگر نباید دنبالش گشت. ( ترایین ماخر و گادامر) در رویکرد مولف محور اگر میخواهید یک متن تاریخی را به صدا درآورید باید بدانید نیت مولف چه بوده است باید نیت میرزای شیرازی را در قضیه تحریم تنباکو بفهمیم تا معنای حاصل از آن را تفسیر کنیم باید هر واقعیه ای را با توجه به نیت عامل آن بررسی کنیم همچنانکه فارابی می گوید ؛ بسیاری از فیلسوفان ما در طول تاریخ پنهان نویسی داشته اند بسیاری در وصف شاهان شعر گفته اند بسیاری در مدح شاهان فلسفیده اند . اما بدون نزدیک شدن به نیت نویسنده نمی توان منظور نویسنده را فهمید . با اینحال از طرفی بسیار نیکوست که به نیت نویسنده دست یافت و از طرفی بسیار سخت . در دیدگاه خواننده محور همانگونه که دریدا گفت تفسیر ما تفسیری است از تفسیر دیگر همچنان که آن تفسیر نیز اینگونه بوده است و این رمز تاریخی بودن یک متن است با رفتن تاریخ معنای متن نیز دست در دست انسانها می رود . اگر متن به معنا قفل باشد دیگر متن تاریخی محسوب نمی شود باب تفسیر همچنان باز است چون شرایطتش متفاوت است .
تاریخنگاری جدید از مباحث جدید سمیولوژی Semiology نشانه شناسی استفاده می کند. سیما به مثابه نشانه ای در چهره است نه خود چهره. سمیولوژی / بارت در تاریخنگاری جدید فاصله بین فرهنگ دانی و فرهنگ عالی ، فرهنگ پست و فرهنگ فاخر فرو می ریزد می خواهد صدای کسانی که به حاشیه رانده شده اند نیز شنیده شود کسانی که توانسته اند صدای خود را منتشر کنند و به نام تاریخ قالب کنند و بنابراین می دانیم که ناصرالدین شاه چگونه زندگی می کرده چند تا زن داشته و یا چه رفتاری داشته ولی نمی دانیم که میلیونها انسانها هم عصر ایشان چگونه می زیسته اند باید مجالی ایجاد کنیم که صدای بی صدایان نیز در تاریخ شنیده شود . فوکو می گوید : حوادث زمانه ترجمان ایده های مردمان است مردم عادی نمی توانند بر ایده های خود کتاب بنویسند اما حوادث زمان ترجمان ایده های آن مردم است کتاب را کسی می نویسد که به تئوریها مسلط است به دستگههای موجود جامعه خود مجهز است . تاریخ نگاری دیرینه شناسی آرکیولوژی سیر تطور گفتمانی در تاریخ است و سیر تطور تاریخی را نشان می دهد . تاریخنگاری تبار شناسی جایگاه قدرت را در سیر تغییر و تحول تاریخ دنبال می کند و قدرت دارد تاریخ را به نفع خود به صدا درآورد. 4/2/92 مفهوم تفکر را با تلفیقی از سه رویکرد تاریخ نگاری جدید مورد ارزیابی قرار می دهیم . معمولا تفکر را به معنای یک فرایند و یا پروسه بکار می بریم یک فرایندی که با ابهام و ایهام و تردید آغاز می شود . اگر ابهامی صورت نگیرد تفکری حاصل نمی شود انسانهایی که آن چیزی را که نزد آنها بوده کامل و بدون نقص پنداشته اند نیازی به تفکر در مسایل پیرامون خود نمی دیده اند. تفکر به تعبیر جان دیوئی آغازش با تردید است و به تعبیر هایدگر تفکر آغازش با پرسش است . تفکر با پرسش آغاز می شود اما پرسش باید بتواند هر آنچه منجمد است را ذوب کند و به تمامی باورها و به تمامی اعتقادات روسخ پیدا کند تا تفکر بماند برای همین برخی معتقدند که تفکر یک فرایند راز و رمز گونه درونی است که حاصلش ایجاد یک حوزه شناختی است که از این حوزه انسانها تعریفی از خود ، حال ، آینده ، جهان و سرنوشت خود حاصل می کنند اگر تفکر ایجاد نشود انسانها درون کلیشه ها به سر می برند . برای همین است که در دوران مدرن دکارت سوژه را گره می زند با تفکر با اندیشه و می گوید : « من می اندیشم پس هستم » سوژه به فاعل شناسا تبدیل می شود و در غیر اینصورت اوبژه است یک واسطه یک بوم نقاشی است از خود صدایی ندارد سرو صدا است ولی اصل صدا نیست . و اگر چنین خصیصه ای نداشته باشی باید در انسان بودنت یا به تعبیر سارتر در بودنت باید شک کرد . ما همگی وجود داریم اما برخی افراد آنرا به اثبات می رسانند و آنهایی هستند که تفکر می کنند ، آنهایی هستند که چیز منجمد و ثابت پنداشته شده ای برایشان وجود ندارد در پرتو این پرسش است که به جایی می رسند خداوند پرسش را در همه جا جایز شمرده و راجع به هر چیزی تفکر و تعقل را سفارش کرده است . اما چگونه نسبت به یک متن تردید حاصل می شود ؟ به دو حالت :
تردید تفکر
خوانش جدید(مطابق دستگاه نظری) تحریف می کند تا تعریف کند تفکر حاصل می شود تا ایمان واطمینان برای یافتن پرسش و برطرف شدن تردید فرایند آن می باشد و حد یقف ندارد، همواره با انسان است حتی در مورد چیزی که با تفکر به آن رسیده نیز سئوال و تفکر جدید ایجاد می شود با سطح دیگری از دانش با آن برخورد می کند خود آن می تواند موضوع تفکر و تردید و سئوال قرار گیرد تا انسان وجود دارد تفکر وجود دارد یک لحظه مستغنی از تفکر نمی شود . مگر وجود انسان کامل باشد و چون انسان کامل نیست دفتر تفکر آنان گشوده است . تفکر معاصر خود واژه معاصر هم می تواند دارای تردید باشد ؛ آیا اگر تفکری در قدیم احداث شده ولی اکنون کاربرد دارد معاصر حساب کنیم ؟ آیا اگر تفکری اکنون احداث شده ولی حالا به درد ما نمی خورد آنرا می توان معاصر نامید ؟ بسیاری از تفکرات گذشته ، امروز به ما به ارث رسیده و این همان نگاه تاریخی است که حاصل گسست و پیوست دوران تاریخی است برای ما حصل آنچه تفکرات معاصر می دانیم هستند . وقتی تاریخ و نیاز یک اندیشه و تفکر را می خواهد آن را از ادوار تاریخ می طلبد و آنرا با تولید می کند و به خورد جامعه معاصر می دهد. اما برای مطالعه در مورد تفکر ایران زمان روبرو شدن انسان ایرانی با مدرنیته غرب را در نظر می گیریم زمانی که خود را در آیینه غرب می بیند از قرن 4 هجری به بعد روبرو می شویم با مسائلی مانند تهافت الفلاسفه ، تفکر درباره هستی شناسی / معرفت شناختی که می توان در کتاب سه جلدی آقای دکتر دینانی با عنوان عقل در اسلام و همچنین فلسفه در اسلام مطالعه نمود . یک فضای خمودگی ایجاد می شود اعدام های و ارتداد صورت می گیرد در دوران تعطیلات تاریخی بسر می بریم و زمانی که با مدرنیته مواجه می شویم با دیدن مدرنیته و انسان غربی دچار حیرت و شگفتی می شویم که عجب ما غرب را به عنوان غروب خورشید می دانیم جایی که غروب دانش است و جوامعی که در سیاهی و تباهی بسر می برد چگونه است که با این وضعیت رویرو شده و با دیدن خود در آینه آن مدرنیته پی به میزان عقب افتادگی خود می برد . سفرنامه های ایرانی از سراسر جهان غرب نسبت به پدیده های موجود در آنها رابطه بین شاه ومردم ، ساختارها و نهادها و ... حیرانی سفرنامه نویس ها را برمی انگیزد. و از اینجا پی به عقب ماندگی خود می برد و می فهمد که همان انسان غربی چند وقته که از قالب خود خارج شده و رشد و نمو داشته است . کسانی مانند طالبوف – ملکم خان – آخوندزاده – سپهسالار تردید می کنند اما تفکر نمی کنند ؛ چون به این نتیجه می رسند که راه رفته انسان غربی را باید طی کرد ما باید تلاش کنیم که پا جای پای انسان غربی بگذاریم اگر می خواهیم از این عقب ماندگی نجات پیدا کنیم از اینروست که می بینیم به صورت فزاینده ای که غربی که Other دیگری انسان ایرانی بوده به Same مشابه تبدیل می شود . و عربی که Same مشابه انسان ایرانی بوده کم کم به Other دیگری انسان ایرانی تبدیل می گردد. 11/02/92 آنچیزی که می توانیم تحت عنوان تصویر و تصور مدرنیته در ایران بدانیم طبعا متفاوت با آنچیزی است که در غرب اتفاق افتاده است . انسان ایرانی زمانی با مدرنیته آشنا می شود که فاقد یک فرهنگ غربی ساختار یافته است ساختار مدرنیته انسان غربی دارای تجربه قبلی مدرنیته در رنسانس نیز بوده است .رنسانس غرب در اثر یک نوع قرائت از دین به میان می آید نه یک نوع آتئیسم. یک نوع کلیسا شناسی جدید و آغاز رنسانس می گردد یک نوع مذهب علیه مذهب به پا می خیزد. اما در ایران یک چنین تجربه ای وجود نداشته است و کماکان سنت به حیات خود ادامه می دهد . سنت در تمامی عرصه های وجودی جامعه انسان ایرانی وجود دارد اما با وجود اینکه پای در سنت دارد نگاهش متوجه مدرنیته می گردد. گرامشی : سنت در حال احتضار است و جدید امکان تولد ندارد. سنت نمی تواند بازتولید شود و از درون سنت یک مناسبات و تکس جدیدبیرون بیاید و دچار نوعی روانپریشی و شیزوفرنی می شود . هم می خواهیم به شکلی سنت ها را حفظ کنیم و هم می خواهیم رنگ و لعاب مدرن به آن ببخشیم یک نوع اختلال هویتی ایجاد می شود . خواست صدای مدرنیته است را توی دهن سنت بیاندازد . آپولوژیست های اسلامی اینگونه عمل می کنند. *** فرهنگ غرب (عدم شناخت صحیح و برداشت مناسب) فرهنگ مبتذل نسیب ما می شود غربزدگی ایجاد می شود و فوکلی تولید می شود. درصورتیکه در بستر مدرنیته غرب سوژه فاعل شناسا یعنی انسان آگاه خردمند پرورش می یابد. ما از دقایق گفتمانی مدرنیته غافل مانده ایم مثلا ازاصالت فرد در فرگراییIndividualism تفرد و فردیت ایجاد کردیم. حزب و تحزب در ایران به تزاحم تبدیل می گردد . ظاهرا ذیل یک گفتمان هستیم ولی در لوای آن هر کدام یک گفتمان خاص دارند . در مجلس اول دو حزب اجتماعیون عامیون (سوسیال دمکرات) عامیون ( دمکرات ها ) وجود داشتند که در مجلس دوم هیچ اثری از آن دو حزب دیده نمی شود . بازی حزبی پیچیده ترین کنش سیاسی اجتماعی است که انسان تا کنون تجربه کرده است . فوکو می گوید : انقلاب ایران اولین انقلاب پست مدرن در عصر مدرن است . عقلانیت Rationalism لزوما در مدرنیته وجود دارد در میان جامعه ایرانی عقلانیت در برابر شرع قرار می گیرد . و نوعی خرد محصور و خرد تفسیری بنا می نهد در حالی که در مدرنیته خرد تسخیری عمل می کند . 18/2/92 جلسه دفاع از پایان نامه آقای ابوذر رضایی و توضیحات بعدی 25/2/92
|
|||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
. علی فیضی Ali Feizi
این وبلاگ جهت هماهنگی هر چه بیشتر دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه ریزی فرهنگی ورودی مهر 91 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات طراحی شده است. |
|
RSS
|